به حریفان بنِشین خواب مرو، همچو ماهی به تکِ آب مرو
همچو دریا همه شب جوشان باش، نی پراکنده چو سیلاب مرو
آبِ حیوان نَه که در تاریکیست، بطلب در شب و مشْتاب مرو
شبرُوانِ فلکی پرنورند، تو هم از صحبتِ اصحاب مرو
شمعِ بیدار نَه در طشتِ زر است، به زمینْ درْ تو چو سیماب مرو
شبروان را بنَماید مهْ رو، منتظر شو، شب مهتاب مرو