برچسب: qazal

  • تو مپندار کز این در به ملامت بروم دلم اینجاست بده تا به سلامت بروم

    تو مپندار کز این در به ملامت بروم دلم اینجاست بده تا به سلامت بروم

    تَرکِ سر گفتم از آن پیش که بنْهادم پایْ نَه به زرق آمده‌ام تا به ملامت بروم

    من هوادار قدیمم بدهم جانِ عزیز نو ارادت[…]

  • Post published ago date 6 روز قبل
  • Categories غزلیّات – آقای سعدی
  • ای عاشقان ای عاشقان من عاشق دیوانه ام در عشق و در شوریدگی در کاینات افسانه ام

    ای عاشقان ای عاشقان من عاشقِ دیوانه ام در عشق و در شوریدگی در کاینات افسانه ام

    از ساغر و پیمان مگو امروز با ما کز ازل مستِ شرابِ عشقِ او بی ساغر و پیمانه ام

    مستِ شرابِ وصلِ او[…]

  • Post published ago date 6 روز قبل
  • Categories Ghazaliat of Mr asiri lahiji Poems bureau of Mr asiri lahiji دسته‌بندی نشده
  • شد جوان دوران و سر زد سبزه و آمد بهار وقت غم بگذشت ساقی خیز و ساغر را بیار

    شد جوان دوران و سر زد سبزه و آمد بهار وقتِ غم بُگْذشت ساقی خیز و ساغر را بیار

    شیوه ی دین داری و عقل است یاران را قرین می کشیّ و عشق بازیّ و جنونْ ما را شعار

    عاشقان[…]

  • Post published ago date 1 هفته قبل
  • Categories poems bureau Mr molla ahmad naraghi Selected sonnets and parts Mr molla ahmad naraghi اقای ملّا احمد نراقی
  • خیال دوست که در خواب می‌کند بازی درون دیده پرآب می‌کند بازی

    خیالِ دوست که در خواب می‌کند بازی درونِ دیدهٔ پُر آب می‌کند بازی

    در آفتابِ سرِ زلفِ عنبر افشانش چو هندویی ز سرِ تاب می‌کند بازی

    ز طوطیِ خطِ او چون نبات بُگْدازم از آنکه با شکرِ ناب می‌کند بازی

    […]
  • Post published ago date 2 هفته قبل
  • Categories Ghazaliat mr heydar shirazi دسته‌بندی نشده
  • جان هوادار تو شد فاش مکن اسرارش دل به سودای تو افتاد گرامی دارش

    جان هوادار تو شد فاش مکن اسرارش دل به سودای تو افتاد گرامی دارش

    عشق یاغی شد و با ما سرِ غارت دارد وصل را گو که عنایت کن و وامگذارش

    مبتدی را به کرَم جرعه تصدّق فرما منتهی را[…]

  • Post published ago date 2 هفته قبل
  • Categories ghazaliat Mr ghaseme anvar splitter of light Mr ghaseme anvar splitter of light
  • بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

    بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی خون خوری گر طلبِ روزیِ ننْهاده کنی

    آخر الامر گِلِ کوزه گران خواهی شد حالیا فکرِ سبو کن که پر از باده کنی

    گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس[…]

  • Post published ago date 3 هفته قبل
  • Categories Ghazaliat Mr hafez Mr hafez
  • یکره ز وصل خویش مرا بهره‌مند کن اغیار را بر آتش غیرت سپند کن

    یک ره ز وصلِ خویش مرا بهره‌مند کن اغیار را بر آتشِ غیرت سپند کن

    ای میوۀ امید فرود آیْ خود ز شاخ یا آنکه دستِ کوتَهِْ ما را بلند کن

    ز اغیارْ دردِ خویش سِتان و به من سپار[…]

  • Post published ago date 3 هفته قبل
  • Categories Ghazaliat Mr moshtagh esfahani Mr moshtagh esfahani
  • مشو فریفته حسن صورت ای درویش به روی شاهد معنی گشای دیده خویش

    مشو فریفتۀ حُسنِ صورت ای درویش به روی شاهدِ معنی گشایْ دیدۀ خویش

    مکن به دیدن خوش قامتان به بالا رویْ مباد مانی ازین کار و بارْ سر در پیش

    ملاحتِ سخنِ عشق عاشقان دانند نیافت چاشنی این نمک بجز[…]

  • Post published ago date 3 هفته قبل
  • Categories Ghazaliat Khatemat al hayat Mr jami Khatemat al hayat Mr jami Mr jami
  • ما حق شناس پیر مغانیم و دیر او خالی نه ایم یک نفس از ذکر خیر او

    ما حق شناسِ پیرِ مغانیم و دِیْرِ او خالی نِه ایم یک نفس از ذکر خیر او

    مِیْ خور برغم دهر که خونِ تو میخورند کیوانِ دیر دُور و مهِ زود سیر او

    ساقی بیا که ملک سلیمان بباد رفت[…]

  • Post published ago date 3 هفته قبل
  • Categories ghazaliat mr amir shahi Mr amir shahi