ترتیب بر اساس انتشار و ویراست نو


طرفه می دارند یاران صبر من بر داغ و درد داغ و دردی کز تو باشد خوشترست از باغ ورد

طرفه می دارند یاران صبر من بر داغ و درد داغ و دردی کز تو باشد خوشتر است از باغِ وَرد

دوستانت را که داغِ مهربانی دل بسوخت گر به دوزخ بگذرانی آتشی بینند سرد

حاکمی گر عدل خواهی کرد[…]

  • Categories


    غزلیّات – آقای سعدی

  • عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش، خون انگوری نخورده باده شان هم خون خویش

    عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرونِ خویش خونِ انگوری نخورده باده‌شان هم خونِ خویش

    هر کسی اندر جهان مجنونِ لیلییی شدند عارفان لیلییِ خویش و دم به دم مجنونِ خویش

    ساعتی میزانِ آنی ساعتی موزونِ این بعد از[…]

  • Categories


    غزلیّات – آقای مولوی

  • تو مپندار کز این در به ملامت بروم دلم اینجاست بده تا به سلامت بروم

    تو مپندار کز این در به ملامت بروم دلم اینجاست بده تا به سلامت بروم

    تَرکِ سر گفتم از آن پیش که بنْهادم پایْ نَه به زرق آمده‌ام تا به ملامت بروم

    من هوادار قدیمم بدهم جانِ عزیز نو ارادت[…]

  • Categories


    غزلیّات – آقای سعدی

  • صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

    صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن دُورِ فلک درنگ ندارد شتاب کن

    زان پیشتر که عالمِ فانی شود خراب ما را ز جامِ بادۀ گلگون خراب کن

    خورشیدِ مِیْ ز مشرقِ ساغر طلوع کرد گر برگِ عیش می طلبی[…]

  • Categories


    Ghazaliat Mr hafez

  • ای عاشقان ای عاشقان من عاشق دیوانه ام در عشق و در شوریدگی در کاینات افسانه ام

    ای عاشقان ای عاشقان من عاشقِ دیوانه ام در عشق و در شوریدگی در کاینات افسانه ام

    از ساغر و پیمان مگو امروز با ما کز ازل مستِ شرابِ عشقِ او بی ساغر و پیمانه ام

    مستِ شرابِ وصلِ او[…]

  • Categories


    Ghazaliat of Mr asiri lahiji Poems bureau of Mr asiri lahiji دسته‌بندی نشده

  • شد جوان دوران و سر زد سبزه و آمد بهار وقت غم بگذشت ساقی خیز و ساغر را بیار

    شد جوان دوران و سر زد سبزه و آمد بهار وقتِ غم بُگْذشت ساقی خیز و ساغر را بیار

    شیوه ی دین داری و عقل است یاران را قرین می کشیّ و عشق بازیّ و جنونْ ما را شعار

    عاشقان[…]

  • Categories


    poems bureau Mr molla ahmad naraghi Selected sonnets and parts Mr molla ahmad naraghi اقای ملّا احمد نراقی

  • بخش ۶۴ – فرستادن رام لچمن را برای آوردن سگریو، چو شاهنشاه چین از غایت کین ز هر سو آخته شمشیر زرین

    چو شاهنشاه چین از غایتِ کین ز هر سو آخته شمشیر زرّین

    به عزمِ رزم شاهِ زنگیِ شب فشانْد از زهر خندی آتش از لب

    در آن میدان مظفّر گشت و منصور به چرخْ افراخت بختش بیرقِ نور

    خیال دوست که در خواب می‌کند بازی درون دیده پرآب می‌کند بازی

    خیالِ دوست که در خواب می‌کند بازی درونِ دیدهٔ پُر آب می‌کند بازی

    در آفتابِ سرِ زلفِ عنبر افشانش چو هندویی ز سرِ تاب می‌کند بازی

    ز طوطیِ خطِ او چون نبات بُگْدازم از آنکه با شکرِ ناب می‌کند بازی

    […]

  • Categories


    Ghazaliat mr heydar shirazi دسته‌بندی نشده

  • در دبستان دوش از غم و شیون خویش می‌گشتم و می‌گریستم بر تن خویش

    در دبستان دوش از غم و شیونِ خویش می‌گشتم و می‌گریستم بر تنِ خویش

    آمد گلِ سرخ و چاک زد دامنِ خویش و آلود اشکم همه پیراهن خویش

    فال[…]

  • Categories


    Couplet Miss mahasti ganjavi Miss mahasti ganjavi

  • تاریخچه

    حوالی هزار و سیصد و هشتاد و نه یا نود شمسی بود در شهری مشغول گذر از دوران تحصیل بودیم که یک همخانه‌ای پیشنهاد داد به شهر برای تهیّۀ دیوان شعر عازم شویم، پیشنهاد ما چنین بود که هزینۀ تهیّۀ کتاب را ما تقبّل داریم و ایشان هر زمان لازم دیدند به[…]

  • Categories


    history

  • Page 1 Page 2 Page 3 Page 123