-
در خانه نشسته بت عیار که دارد، معشوق قمرروی شکربار که دارد
در خانه نشسته بتِ عیّار که دارد، معشوقِ قمرروی شکربار که دارد
بی زحمت دیده رخِ خورشید که بیند، بی پرده عیان طاقت دیدار که دارد
گفتی به خرابات دگر کار ندارم، خود کار تو داری و دگر کار که[…]
-
آن خواجه خوش لقا چه دارد، بازار مرا بها چه دارد
آن خواجۀ خوشلقا چه دارد، بازارِ مرا بها چه دارد
او عشوه دهد از او تو مشنو، رختش بطلب که تا چه دارد
نقدش برکش ببین که چند است، در نقدْ دگر دغا چه دارد
هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی، در دل هر خار غم گلزار جانافزاستی
گر نَه جوشاجوشِ غیرت کف برون انداختی، نقشبند جان آتشرنگ او با ماستی
ور نبودی پردهدارِ برقِ سوزانماه را این زمینِ خاک همچون آسمان درواستی*
[…] -
به خدایی که در ازل بودهست، حی و دانا و قادر و قیوم
به خدایی که در ازل بوده است حیّ و دانا و قادر و قیّوم
نورِ او شمعهای عشق فروخت تا بشد صد هزار سِر معلوم
از یکی حکمِ او جهان پر شد عاشق و عشق و حاکم و محکوم
ای ساقی روشندلان بردار سغراق کرم، کز بهر این آوردهای ما را ز صحرای عدم
تا جان ز فکرت بگذرد وین پردهها را بردرد زیرا که فکرت جان خورَد جان را کند هر لحظه کم
ای دل خموش از قالِ[…]
-
وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی، مرغ زیرک شوی و خوش به دو پا آویزی
وقتِ آن شد که بدان روحفزا آمیزی، مرغِ زیرک شوی و خوش به دو پا آویزی
سینه بگْشا چو درختان به سوی بادِ بهار زآنک زهر است تو را بادِ روی پاییزی
به شکرخندۀ معنی تو شکر شو همگی در[…]
-
ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان، هم سیم به یادم ده هم سیم و زرم بستان
ای کار من از تو زر ای سیمبرِ مستان، هم سیم به یادم دِهْ هم سیم و زرم بستان
در عینِ زمستانی چون گرم کنی مرکب از گرمی میدانت برسوزد تابستان
گر طفلکِ یک روزه شبهای تو را بیند از[…]
-
تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی، مرا چه مینگری کژ به شب خریدستی
تو عاشقی، چه کسی، از کجا رسیدستی، مرا چه مینگری کژ، به شب خریدستی
چه ظلم کردم بر تو که چون ستمزدگان کُلَه زدی به زمین بر، قبا دریدستی
تظلّمی به سَلَف میکنی مگر پیشین که داغ و درد و[…]
-
چند بوسه وظیفه تعیین کن، به شکرخندهایم شیرین کن
چند بوسه وظیفه تعیین کن، به شکرخندهایم شیرین کن
آن دلت را خدای نرم کناد، این دعای خوش است آمین کن
مگر این را به خواب خواهم دید من بخسبم کنار بالین کن
ای[…]
-
ای غایب از این محضر از مات سلام الله، وی از همه حاضرتر از مات سلام الله
ای غایب از این محضر از مات سلام الله، وی از همه حاضرتر از مات سلام الله
ای نورِ پسندیده وی سرمۀ هر دیده احسنت زهی منظر از مات سلام الله
ای صورتِ روحانی وی رحمتِ ربّانی بر مؤمن و[…]