-
آینه ی چینی تو را با زنگی اعشی چه کار، کر مادرزاد را با ناله ی سرنا چه کار
Ayneye chini to ra ba zangiye asha che kar, karre madarzad ra ba naleye sorna che kar
“ahsa” bedoune khatte kouchak bar sare “a”ye nakhost dar beyt neveshte shod, balke mahsour nagardad va dar zarorat jahate douri az[…]
-
گرم در گفتار آمد آن صنم، این الفرار، بانگ خیزا خیز آمد در عدم، این الفرار
گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار بانگِ خیزا خیز آمد در عدم این الفرار
صد هزاران شعله بر درْ صد هزاران مشعله، کیست بر در، کیست بر در، هم منم این، الفرار
از درون نی آن منم گویان[…]
-
عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر سما
عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا لوحِ محفوظت شناسد یا ملایک بر سما
جبرئیلت خواب بیند یا مسیحا یا کلیم، چرخ شاید جای تو یا سدرهها یا منتها
طورِ موسیٰ بارها خون گشت در سودای عشق کز[…]
-
گویند که عشق عقلآمیز خوش است، در هر صفتی که هست پرهیز خوش است
-
به جان تو که سوگند عظیم است، که جانم بی تو در بند عظیم است
به جانِ تو که سوگندِ عظیم است که جانم بی تو در بندِ عظیم است
اگر چه خِضر سیرآب حیات است به لعلت آرزومندِ عظیم است
سخنها دارم از تو با تو بسیار ولی خاموشیم پندِ عظیم است
اه چه بی رنگ و بی نشان که منم کِی ببینم مرا چنان که منم
گفتی اسرار در میان آور کو میان اندر این میان که منم
کِی شود این روانِ من ساکن این چنین ساکنِ روان که منم
تویی نقشی که جانها برنتابد که قندِ تو دهانها برنتابد
جهان گر چه که صد رو در تو دارد جمالت را جهانها برنتابد
روان گشتند جانها سوی عشقت که با عشقت روانها برنتابد
درونِ[…]
-
عقل گوید که من او را به زبان بفْریبم، عشق گوید تو خمش باش به جان بفریبم
عقل گوید که من او را به زبان بفْریبم عشق گوید تو خمش باش به جان بفریبم
جان به دل گوید رُو بر من و بر خویش مخند چیست کو را نبوَد تاش بدان بفریبم
نیست غمگین و پر اندیشه[…]
-
ای عشق پرده در که تو در زیر چادری، در حسن حوریای تو و در مهر مادری
ای عشقِ پرده در که تو در زیرِ چادری در حُسن حوریای تو و در مهر مادری
در حلقه اندرآ و ببین جمله جانها در گوش حلقه کرده به قانون چاکری
در آیِنِه نظر کن و در چشمِ خود نگر[…]
-
ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان می زنند ای جان مردان عشق ما بر دف زنان
ای ز تو مه پایکوبان وز تو زُهره دفزنان، می زنند ای جانِ مردان عشقِ ما بر دف زنان
نُقلِ هر مجلس شدهست این عشقِ ما و حُسنِ تو، شهرۀ شهری شده ما کو چنین بُد شد چنان
ای به[…]