-
بی کار مشین، درآ، در آمیز شتاب، بی کار بُدن به خور بَرَد یا سوی خواب
-
بی جام در این دُور شراب است شراب، بی دود در این سینه کباب است کباب
-
من تجربه کردم صنمِ خوشخو را، سیلابِ سیه تیره نکرد آن جو را
-
ما اطیب ما الذ ما احلانا، کنّا مهجا ولم نکن ابدانا
-
قلّاشانیم و لاابالی حالیم، فتنه شدگانِ ازلِ آزالیم
-
ای عشرت نزدیک، ز ما دور مشو، وز مجلس ما ملول و مهجور مشو
-
افسوس که بیگاه شد و ما شیدا، در دریایی کنارهاش نا پیدا
-
با هستی و نیستیم بیگانگی است، وز هر دو بریدنم نَه مردانگی است
-
با هر که نشستی که نشد جمع دلت، وز تو نرمید زحمتِ آب و گلت
-
با نِی گفتم که بر تو بیداد ز کیست، بی هیچ زبان، ناله و فریاد ز چیست