-
عاشق چو نمیشوی برو پشم بریس، صد کاری و صد رنگی و صد پیشه و پیس
-
عالم همه سخرهٔ صفاتِ اویند، در هستی خویش جمله مات اویند
-
اه که چه شیرین بتیست در تتقِ زرکشی، اه که چه میزیبدش بدخُوی و سرکشی
اه که چه شیرین بتیست در تتقِ زرکشی، اه که چه میزیبدش بدخُوی و سرکشی گاه چو مه میرود قاعدهٔ شبروی، میکند از اختران شیوهٔ لشکرکشی گاه ز غیرت رود از همه چشمی نهان، تا دلِ خود را ز هجرْ تو سوی آذر کشی ای خنُک آن دم که تو خسرو و خورشید را سخت[…]
-
بده آن بادهٔ جانی که چنانیم همه، که مِی از جام و سر از پای ندانیم همه
بده آن بادهٔ جانی که چنانیم همه، که مِی از جام و سر از پای ندانیم همه همه سرسبزتر از سوسن و از شاخ گُلیم، روحِ مطلق شده و تابشِ جانیم همه همه دربند هوا اند و هوا بندهٔ ماست، که برون رفته از این دُورِ زمانیم همه همچو سرنا بخروشیم به شکّر لبِ یار،[…]
-
به حیلت تو خواهی که در را ببندی، بنالی چو رنجور و سر را ببندی
به حیلت تو خواهی که در را ببندی، بنالی چو رنجور و سر را ببندی چو رنجور والله که آن زور داری که بر چرخ آیی قمر را ببندی گر آن روی چون مه به گردون نمایی به صبح جمالت سحر را ببندی غلام صبوحم ولی خصم صبحم که از بهر رفتن کمر را ببندی[…]
-
اندرآ در خانه یارا ساعتی، تازه کن این جان ما را ساعتی
اندرآ در خانه یارا ساعتی، تازه کن این جانِ ما را ساعتی این حریفان را بخندان لحظهای، مجلسِ ما را بیارا ساعتی تا ببیند آسمان در نیمشبْ آفتابِ آشکارا ساعتی تا ز قونیه بتابد نور عشقْ تا سمرقند و بخارا ساعتی روز کن شب را به یک دم همچو صبحْ بی درنگ و بی مدارا[…]
-
زین عشق پر از فعل جهانسوز بترس، زین سنگ قبابخش کمردوز بترس
-
رویم چو زرِ زمانه میبین و مپرس، این اشکِ چو ناردانه میبین و مپرس
-
صلا ای صوفیان کامروز باری، سماع است و نشاط و عیش، آری
صلا ای صوفیان کامروز باری، سماع است و نشاط و عیش، آری صلا کز شش جهت درها گشادهست، ز قعر بحر پیدا شد غباری صلا کاین مغزها امروز پر شد ز بوی وصلِ جانی جانسپاری صلا که یافت هر گوشیّ و هوشی، ز بیهوشیّ مطلق گوشواری صلا که ساعتی دیگر نیابی ز مشرق تا به[…]
-
از این ننگین قفس جانا پریدی، وزین زندان طرّاران رهیدی
از این ننگین قفس جانا پریدی، وزین زندان طرّاران رهیدی ز روی آیِنه گِل دور کردی، در آیینه بدیدی آنچِ دیدی خبرها میشنیدی زیر و بالا، بر آن بالا ببین آنچ شنیدی چو آب و گِل به آب و گل سپردی، قماش روح بر گردون کشیدی ز گردشهای جسمانی بجستی، به گردشهای روحانی رسیدی بجستی[…]