-
چه خیره مینگری در رخ من ای برنا، مگر که در رخم است آیتی از آن سودا
چه خیره مینگری در رخ من ای بُرنا، مگر که در رخم است آیتی از آن سودا
مگر که بر رخِ من داغِ عشق میبینی، میانِ داغ نبشته که نحن نزّلنا
هزار مَشک همیخواهم و هزار شکم که آبِ خضر[…]
-
چرا منکر شدی ای میر کوران، نمیگویم که مجنون را مشوران
چرا منکر شدی ای میرِ کوران نمیگویم که مجنون را مشوران
تو می گویی که بنْما غیبیان را سِتیران را چه نسبت با سُتوران
در این دریا چه کشتیّ و چه تخته در این بخشش چه نزدیکان چه دوران
ای آنکِ جمله عالم از توست یک نشانی، زخمت بر این نشانه آمد کنون تو دانی
زخمی بزن دگر تو مرهم نخواهم از تو، گر یک جهان نمانَد چه غم تو صد جهانی
در شرح درنیایی چون شرحِ سرِّ حقّی،[…]
-
نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری، ببین دریای شیرینی ببین موج گهر باری
نکو بنْگر به روی من نَه آنم من که هر باری، ببین دریای شیرینی ببین موجِ گهر باری
که بگریزد ز دستِ حق که پرهیزد ز شستِ حق، قیامت کو که تا بیند به نقدْ این شور و شر باری
[…] -
چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون، خرابات قدیم است آن و تو نو آمده اکنون
چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون، خراباتِ قدیم است آن و تو نو آمده اکنون
نباشد مرغِ خودبین را به باغِ بیخودان پروا، نشد مجنونِ آن لیلی به جز لیلیّ صد مجنون
هزاران مجلس است آن[…]
-
یاران سحر خیزان تا صبح کی دریابد، تا ذره صفت ما را کی زیر و زبر یابد
یارانِ سحرخیزان تا صبحِ که دریابد، تا ذرّه صفت ما را کِی زیر و زبَر یابد
آن بختْ که را باشد کآید به لبِ جویی تا آب خورَد از جو خود عکسِ قمر یابد
یعقوبصفت کهبْوَد کز پیرهنِ یوسُف او[…]
-
از دلم صورت آن خوب ختن می نرود، چاشنی شکر او ز دهن می نرود
از دلم صورتِ آن خوبِ خُتَن می نرود، چاشنیِّ شکرِ او ز دهن می نرود
بالله ار شور کنم هر نفسی عیب مکن، گر برفت از دلِ تو از دلِ من می نرود
بوالحَسَن گفت حسن را که از این[…]
-
از مرگ چه اندیشی چون جانِ بقا داری، در گور کجا گنجی چون نور خدا داری
از مرگ چه اندیشی چون جانِ بقا داری، در گور کجا گُنجی چون نورِ خدا داری
خوش باش کز آن گوهر عالم همه شد چون زر، مانندهٔ آن دلبر بنْما که کجا داری
در عشق نشسته تن در عشرتِ تا[…]
-
قضا آمد شنو طبل نفیرش، نفیرش تلختر یا زخم تیرش
قضا آمد شنو طبلِ نفیرش، نفیرش تلختر یا زخمِ تیرش
چو دایه این جهان پستان سیه کرد، گلوگیر آمدت چون شهدْ شیرش
خنک طفلی که دندانِ خرَد یافت رهد زین دایه و شیر و زحیرش
بشارتهای غیبی شد غذااش ز شیرش وارهانید از بشیرش
چو هر دم میرسد تلقینِ عشقش چه غم[…] -
ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست، رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست
ای گل تو را اگر چه که رخسارْ نازک است رخ بر رخش مدار که آن یار نازک است
در دل مدار نیز که رخ بر رخش نهی کو سرِّ دل بداند و دلدار نازک است
چون آرزو ز حد[…]