-
قره العین منی ای جان، بلی، ماهِ بدری گِردِ ما گردان، بلی
قره العین منی ای جان، بلی، ماهِ بدری گِردِ ما گردان، بلی صد هزاران آفرین بر روی تو میفرستد حوری و رضوان، بلی ای چراغ و مشعله هفت آسمان خاکیان را آمدی مهمان بلی از کمال رحمت و شاهنشهی گنج آید جانب ویران بلی سرو رحمت چون خرامان شد به باغ یابد ابلیس لعین ایمان،[…]
-
ای آسمان این چرخ من زان ماهرو آموختم، خورشیدِ او را ذرّهام این رقص از او آموختم
ای آسمان این چرخ من زان ماهرو آموختم، خورشیدِ او را ذرّهام این رقص از او آموختم ای مه نقابِ روی او ای آبِ جان در جوی او، بر رو دویدن سوی او زان آبِ جو آموختم گلشن همیگوید مرا کاین نافه چون دزدیدهای، من شیری و نافه بری ز آهوی هو آموختم از باغ[…]
-
دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم تا همه عمر بعد از این من شب و روز از آن خورم
دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم تا همه عمر بعد از این من شب و روز از آن خورم ای که ابیت گفتهای هر شب عند ربّکم، شرح بده از آن ابا بیشتر ای پیمبرم گر تو ز من نهان کنی شعشعهٔ جمال تو، نوبت مُلک می زند ای قمر مصوّرم لذّتِ نامههای[…]
-
یار شدم یار شدم با غمِ تو یار شدم، تا که رسیدم برِ تو از همه بیزار شدم
یار شدم یار شدم با غمِ تو یار شدم، تا که رسیدم برِ تو از همه بیزار شدم گفت مرا چرخِ فلک عاجزم از گردش تو، گفتم این نقطه مرا کرد که پرگار شدم غلغلهای می شنوم روز و شب از قبّهٔ دل، از روش قبّهٔ دل گنبد دوّار شدم تا که فتادم چو صدا[…]
-
تا کِی به حبسِ این جهان من خویش زندانی کنم، وقت است جانِ پاک را تا میرِ میدانی کنم
تا کِی به حبسِ این جهان من خویش زندانی کنم، وقت است جانِ پاک را تا میرِ میدانی کنم بیرون شدم ز آلودگی با قوّتِ پالودگی، اورادِ خود را بعد از این مقرونِ سبحانی کنم نیزه به دستم داد شه تا نیزه بازیها کنم، تا کِی به دستِ هر خسی من رسمِ چوگانی کنم آن[…]
-
بازآمدم، بازآمدم، از پیش آن یار آمدم، در من نِگر، در من نِگر، بهر تو غمخوار آمدم
بازآمدم، بازآمدم، از پیش آن یار آمدم، در من نِگر، در من نِگر، بهر تو غمخوار آمدم شاد آمدم شاد آمدم، از جمله آزاد آمدم، چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم آنجا روَم آنجا روم، بالا بُدم بالا روم، بازم رَهان، بازم رَهان کاینجا به زِنهار آمدم من مرغ لاهوتی بُدم دیدی[…]
-
بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون، آیت انا بنیناها و انّا موسعون
بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون، آیتِ انّا بنیناها و انّا موسعون کِی شنود این بانگ را بی گوشِ ظاهر دم به دم، تایبون العابدون الحامدون السایحون نردبان حاصل کنید از ذی المعارج بر رَوید، تعرج الروح الیه و الملایک اجمعون کِی تراشد نردبان چرخ نجّار خیال، ساخت معراجش ید کل الینا راجعون تا[…]
-
کاشکی از غیرِ تو آگه نبودی جانِ من، خود ندانستی به جز تو جان معنیدان من
کاشکی از غیرِ تو آگه نبودی جانِ من، خود ندانستی به جز تو جان معنیدان من تا نه ردّی کردمی و نی تردّد نی قبول، بودمی بیدام و بیخاشاک در عمّان من غیر رویت هر چه بینم نور چَشمم کم شود، هر کسی را ره مده ای پردهٔ مژگان من سخت نازک گشت جانم از[…]
-
دلْ دلْ دلِ تو دلِ مرا مرنجان، چرا چرا چه معنی مرا کنی پریشان
دلْ دلْ دلِ تو دلِ مرا مرنجان، چرا چرا چه معنی مرا کنی پریشان بیا بیا و بازآ به صلح سوی خانه، مرو مرو ز پیشم کِتِف چنین مجنبان تو صد شکرسِتانی ترُش چه کردی ابرو، سبکتر از صبایی چرا شوی گرانجان منم کنون ز عشقِ رخِ چو گلشنِ تو فرازِ سرو و گلشن چو[…]
-
ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی، خرخاشی، آشوبی، جانها را مطلوبی
ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی، خرخاشی، آشوبی، جانها را مطلوبی جان جان مایی معنی اسمایی، هستی اشیایی سر-فتنهی غوغایی چون جامی در خوردم، برخیزم، برگَردم، از شاخِ آن وَردم گر سرخُم گر زردم یا مولی یا مولی، اخبرنی عن لیلی، لا ترجه لا ترجه فاللیل ذا حبلی مولانا مولانا قد صرنا حیرانا، غفرانا غفرانا،[…]