-
در چشم آمد خیال آن دُر خوشاب، آن لحظه کزو اشک همیرفت شتاب
-
از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست، وز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مست
از سقاهم ربّهم بین جملۀ ابرارْ مستْ وز جمالِ لایزالی هفت و پنج و چار مست
این قیامت بین که گویی آشکارا شد ز غیبْ خمّ و کوزۀْ حوضِ کوثر از مِیِ جبّار مست
تن چو سایه بر زمین و[…]
-
بشستم تخته هستی سر عالم نمیدارم، دریدم پرده بیچون سر آن هم نمیدارم
بشستم تختۀ هستی سرِ عالم نمیدارم، دریدم پردۀ بی چون سرِ آن هم نمیدارم
مرا چون دایۀ قدسی به شیرِ لطف پروردهست ملامت کِی رسد در من که برگِ غم نمیدارم
چنان در نیستی غرقم که معشوقم همیگوید بیا با[…]
-
در چاه فتاد دل برآرش، بیچاره و منتظر مدارش
در چاهْ فتاد دلْ برآرش، بیچاره و منتظر مدارش
ور وعده دهیش تا به فردا امروز بسوزد این شرارش
بخْشای برین اسیرِ هجران بر جانِ ضعیفِ بی قرارش
هرچند که ظالم است و مجرمْ[…]
-
نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا، نام بچه ش چه باشد او خود پیش دوا
نامِ شتر به ترکی چه بْوَد بگو دوا، نام بچه ش چه باشد او خود پیَش دوا
ما زادۀ قضا و قضا مادرِ همهست چون کودکان دوان شدهایم از پیِ قضا
ما شیر از او خوریم و همه در پیَش[…]
-
پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار، با رخ چون آفتاب سایه نماید نگار
پردۀ خوش آن بوَد کز پسِ آن پرده دار با رخِ چون آفتاب سایه نماید نگار
آید خورشیدوار ذرّه شود بی قرار کان رخِ همچون بهار از پسِ پرده مدار
خیز که این روزِ ماست روزِ دلفروز ماست از جهتِ[…]
-
زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم، زهی در راه عشق تو دل بریان که من دارم
-
شکایتها همیکردی که بهمن برگ ریز آمد، کنون برخیز و گلشن بین که بهمن بر گریز آمد
شکایتها همی کردی که بهمن برگ ریز آمد، کنون برخیز و گلشن بین که بهمن بر گریز آمد
ز رعدِ آسمان بشنو تو آوازِ دهل یعنی عروسی دارد این عالم که بستان پُر جهیز آمد
بیا و بزمِ سلطان بین[…]
-
با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست، آنک از او آگه است از همه عالم بریست
با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست، آنکِ از او آگه است از همه عالم بریست
اه که چه بی بهرهاند با خبران زانکِ هست چهرۀ او آفتابْ طرّۀ او عنبریست
آه از آن موسیی کانکِ بدیدش دمی گشته[…]
-
آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست، سخت روان میرود سرو خرامان کیست
آنکِ چنان میرود ای عجب او جانِ کیست، سخت روان میرود سروِ خرامان کیست
حلقۀ آن جعدِ او سلسلۀ پای کیست زلفِ چلیپا و شش آفتِ ایمان کیست
در دلِ ما صورتیست ای عجب آن نقشِ کیست وین همه بوهای[…]