-
نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا، نام بچه ش چه باشد او خود پیش دوا
نامِ شتر به ترکی چه بْوَد بگو دوا، نام بچه ش چه باشد او خود پیَش دوا
ما زادۀ قضا و قضا مادرِ همهست چون کودکان دوان شدهایم از پیِ قضا
ما شیر از او خوریم و همه در پیَش[…]
-
پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار، با رخ چون آفتاب سایه نماید نگار
پردۀ خوش آن بوَد کز پسِ آن پرده دار با رخِ چون آفتاب سایه نماید نگار
آید خورشیدوار ذرّه شود بی قرار کان رخِ همچون بهار از پسِ پرده مدار
خیز که این روزِ ماست روزِ دلفروز ماست از جهتِ[…]
-
زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم، زهی در راه عشق تو دل بریان که من دارم
-
شکایتها همیکردی که بهمن برگ ریز آمد، کنون برخیز و گلشن بین که بهمن بر گریز آمد
شکایتها همی کردی که بهمن برگ ریز آمد، کنون برخیز و گلشن بین که بهمن بر گریز آمد
ز رعدِ آسمان بشنو تو آوازِ دهل یعنی عروسی دارد این عالم که بستان پُر جهیز آمد
بیا و بزمِ سلطان بین[…]
-
با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست، آنک از او آگه است از همه عالم بریست
با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست، آنکِ از او آگه است از همه عالم بریست
اه که چه بی بهرهاند با خبران زانکِ هست چهرۀ او آفتابْ طرّۀ او عنبریست
آه از آن موسیی کانکِ بدیدش دمی گشته[…]
-
آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست، سخت روان میرود سرو خرامان کیست
آنکِ چنان میرود ای عجب او جانِ کیست، سخت روان میرود سروِ خرامان کیست
حلقۀ آن جعدِ او سلسلۀ پای کیست زلفِ چلیپا و شش آفتِ ایمان کیست
در دلِ ما صورتیست ای عجب آن نقشِ کیست وین همه بوهای[…]
-
پرده دل میزند زهره هم از بامداد، مژده که آن بوطرب داد طربها بداد
پردۀ دل میزند زُهره هم از بامداد مژده که آن بوطرب دادِ طربها بداد
بحرِ کرم کرد جوش پنبه برون کن ز گوش آنچِ کَفَش داد دوش ما و تو را نوش باد
عشقْ همایون پِی است خطبه به[…]
-
به حارسان نکو روی من خطاب کنید، که چشم بد را از یوسفان به خواب کنید
به حارسانِ نکو روی من خطاب کنید که چشم بد را از یوسفان به خواب کنید
گهی به خاطرِ بیگانگان سؤال دهید گهی دلِ همه را سُخرۀ جواب کنید
و چون شدند همه سُخرۀ سؤال و جواب شما به خلوت[…]
-
اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد، نشاط و عیش به باغ بقا توانی کرد
اگر دل از غمِ دنیا جدا توانی کرد نشاط و عیش به باغِ بقا توانی کرد
اگر به آبِ ریاضت برآوری غسلی همه کدورت دل را صفا توانی کرد
ز منزلِ هوسات ار دو گام پیش نهی نزول در حرمِ[…]
-
کدام لب که از او بوی جان نمیآید، کدام دل که در او آن نشان نمیآید
کدام لب که از او بوی جان نمیآید کدام دل که در او آن نشان نمیآید
مثالِ اشتر هر ذرّهای چه میخاید اگر نواله از آن شُهره خوان نمیآید
سگانِ طمع چپّ و راست از چه میپویند چو بوی قلیه[…]