-
منم آن دزد که شب نقب زدم بُبریدم، سرِ صندوق گشادم گهری دزدیدم
منم آن دزد که شب نقب زدم بُبریدم، سرِ صندوق گشادم گهری دزدیدم ز زلیخای حرم چادرِ سر برْبودم، چو بدیدم رخِ یوسف کفِ خود بُبریدم سرِ سودای کسی قصدِ سرِ من دارد، کِی برَد سر ز کفِ آنکِ از آن سر دیدم چو بگفتم نبَرَم سر سرِ من گفت آمین، چون غمش کَند ز[…]
-
خیزید، مخسپید که نزدیک رسیدیم، آوازِ خروس و سگِ آن کوی شنیدیم
خیزید، مخسپید که نزدیک رسیدیم، آوازِ خروس و سگِ آن کوی شنیدیم والله که نشانهای قروی دِهِ یار است، آن نرگس و نسرین و قرنفل که چریدیم از ذوقِ چراگاه و ز اشتابِ چریدن، وز حرصْ زبان و لب و پدفوز گزیدیم چون تیر پریدیم و بسی صید گرفتیم، گر چه چو کمان از زِهِ[…]
-
داد دهی ساغر و پیمانه را، مایه دهی مجلس و میخانه را
داد دهی ساغر و پیمانه را مایه دهی مجلس و میخانه را
مست کنی نرگسِ مخمور را پیش کشی آن بتِ دردانه را
جز ز خداوندیِ تو کِی رسد صبر و قرار این دلِ دیوانه را