-
یاور من تویی بکن بهر خدای یاریی، نیست تو را ضعیفتر از دل من شکاریی
یاور من تویی بکن بهر خدای یاریی، نیست تو را ضعیفتر از دلِ من شکاریی
نای برای من کند در شب و روز نالهای چنگ برای من کند با غم و سوز زاریی
کِی بفشاردی مرا دستِ غمیّ و غصّهای[…]
-
ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را، درده می ربانی دلهای کبابی را
ساقی ز شرابِ حق پُر دار شرابی را دردِه مِیِ ربّانی دلهای کبابی را
کم گوی حدیثِ نان در مجلسِ مخموران جز آب نمیسازد مر مردمِ آبی را
از آب و خطابِ تو تن گشت خرابِ تو آراسته دار ای[…]
-
برو برو که به بز لایق است بزغاله، برو که هست ز گاوان حیات گوساله
برو برو که به بز لایق است بزغاله، برو که هست ز گاوان حیاتِ گوساله
برو برو که خران گلّه گلّه جمع شدند خرِ جوان و خرِ پیر و خُرد و یک ساله
ز نالهٔ تو مرا بوی خر همیآید[…]
-
تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی، تو نه بر آنی که منم من نه بر آنم که تویی
تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی تو نه بر آنی که منم من نه بر آنم که تویی
من همه در حکمِ توام تو همه در خونِ منی گر مه و خورشید شوم من کم از آنم که تویی
[…] -
نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو، از جنگ میترسانیم گر جنگ شد گو جنگ شو
نبوَد چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو، از جنگ میترسانیم، گر جنگ شد گو جنگ شو
ماییم مستِ ایزدی زان بادههای سرمدی تو عاقلیّ و فاضلی در بندِ نام و ننگ شو
رفتیم سویِ شاهِ دین[…]