-
دیگران رفتند خانه خویش باز، ما بماندیم و تو و عشق دراز
دیگران رفتند خانهٔ خویش باز، ما بماندیم و تو و عشقِ دراز
هرکه حیرانِ تو باشد دارد او روزه در روزه نِماز اندر نِماز
رازْ او گوید که دارد عقل و هوش، چون فنا گردد فنا را نیست راز
یک مسئله میپرسمت ای روشنی در روشنی، آن چه فسون در می دمی غم را چو شادی میکنی
خود در فسون شیرینلبی مانند داود نبی آهن چو مومی میشود بر میکَنیش از آهنی
نی، بلکِ شاهِ مطلقی به گلبرگِ مَلَک[…]