برچسب: khaqani

  • خاقانی از آن شاه بتان طمع گسست، در کار شکسته ای چو خود دل در بست

    خاقانی از آن شاهِ بتان طمع گسست در کارِ شکسته‌ای چو خود دل در بست

    پروانه چه مردِ عشقِ خورشید بوَد کورا به چراغِ مختصر باشد دست

  • Post published ago date 1 سال قبل
  • Categories رباعی – خاقانی
  • منه غرامت خاقانیا نهاد فلک را، ببین فلک به چه ماند در آن نهاد که هستش

    منِهْ غرامت خاقانیا نهادِ فلک را ببین فلک به چه مانَد در آن نهاد که هستش

    فلک به مسخره مستِ پشت خم ز فتادن ز زخمِ سیلی مردان کبود گردنِ پستش

    به شب هزار پسر جرعه ریخته به سرش بر[…]

  • Post published ago date 1 سال قبل
  • Categories قطعات – آقای خاقانی
  • سر نیست کز تو بر سر خنجر نمی‌شود، تا سر نمی‌شود غمت از سر نمی‌شود

    سر نیست کز تو بر سر خنجر نمی‌شود، تا سر نمی‌شود غمت از سر نمی‌شود

    از شستِ عشقِ نو نپرد هیچ ناوکی، کان با قضای چرخ برابر نمی‌شود

    هر دم به تیرِ غمزه بریزی هزار خون وین طُرفه‌تر که تیرِ[…]

  • Post published ago date 2 سال قبل
  • Categories آقای خاقانی غزلیّات – آقای خاقانی