دسته: اشعار

  • بوره یکدم بنالیم و بسوجیم، از آنرویی که هر دو تیره روجیم

    بوره یکدم بنالیم و بسوجیم، از آنرویی که هر دو تیره روجیم

    تهِ بلبل حاش لله مثلِ مو نی، نبو جز درد و غم یک عمر روجیم

  • Post published ago date 2 سال قبل
  • Categories دوبیتی – آقای بابا طاهر عریان
  • وا پس مانی ز یار، واپس باشی، از شاخِ درخت بگسلی خس باشی

    وا پس مانی ز یار، واپس باشی، از شاخِ درخت بگسلی خس باشی در چَشمِ کسی تو خویش را جای کنی، تو مردمکِ دیدهٔ آن کس باشی

  • Post published ago date 3 سال قبل
  • Categories دوبیتی – آقای رودکی دیوان آقای شمس تبریزی
  • تا با تو به صلح گشتم ای مایهٔ جنگ، گردد دلِ من همی ز بُترویان تنگ

    تا با تو به صلح گشتم ای مایهٔ جنگ گردد دلِ من همی ز بُترویان تنگ نشگفت که از ستارگان دارم ننگ امروز که آفتاب دارم در چنگ

  • Post published ago date 4 سال قبل
  • Categories آقای فرّخی سیستانی
  • ای ز ما سیر آمده، بدرود باش، ما نَه خشنودیم، تو خشنود باش

    ای ز ما سیر آمده، بدرود باش، ما نَه خشنودیم، تو خشنود باش کُشته ما را گر فراقت ای صنم، تو به خونِ کشتگان ماخوذ باش غرقه در دریای هجرانِ توام، دلبرا دریاب ما را، زود باش هجرِ تو بر ما زیانی‌ها نمود، تو به وصلت دیگران را سود باش در فراقت کارِ ما از[…]

  • Post published ago date 4 سال قبل
  • Categories آقای سنائی
  • در رهگذر باد چراغی که تُراست، ترسم که بمیرد از فراغی که تراست

    در رهگذر باد چراغی که تراست

    ترسم که بمیرد از فراغی که تراست بوی جگر سوخته عالم بگِرفت گر نشنیدی زهی دماغی که تراست
  • Post published ago date 4 سال قبل
  • Categories آقای رودکی دوبیتی – آقای رودکی
  • با آنکِ از پیوستگیْ من عشق گشتم عشقْ من، بیگانه می‌باشم چنین با عشق از دستِ فتن

    با آنکِ از پیوستگیْ من عشق گشتم عشقْ من، بیگانه می‌باشم چنین با عشق از دستِ فتن از غایتِ پیوستگی بیگانه باشد کس بلی، این مشکلات ار حل شود دشمن نمانَد در زمن بحری‌ست از ما دور نی، ظاهر نَه و مستور نی، هم دم زدن دستور نی هم کفر از او خامش شدن گفتن[…]

  • Post published ago date 4 سال قبل
  • Categories آقای مولوی اشعار دیوان آقای شمس تبریزی